علم یا ثروت؟ سوالی اشتباه یا هدفمند؟

بدون شک این سوال معروف “علم بهتر است یا ثروت؟” را شنیده اید. سوالی که افراد جواب های مختلفی برای آن دارند که برای پاسخ خود دلایلی هم دارند که حتی می تواند شما را نیز متقاعد کند که نظر خود را عوض کنید. در این پست هم میخوام به این موضوع بپردازم، اگه علاقه مند بودید و وقت داشتید، خوشحال میشم که مطلب رو بخونید و شما هم نظر خودتون رو بگید.

وقتی خواستم این مطلب رو بنویسم دنبال یک تصویر هم برای مطلب بودم! برای همین رفتم سراغ گوگل و یه جستجویی زدم که خب به این مطلب تو سایت بیتوته رسیدم. تا امروز اصلا نمیدونم این سوال از کی و ازکجا مطرح شده و ظاهرا مربوط به همین داستان میشه که دعوت میکنم اول اون رو بخونید.


جمعیت زیادی دور حضرت علی(علیه السلام) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:

– یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت ؟

علی(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

– اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

علی(علیه السلام) فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام (علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام(علیه السلام) به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

– یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام(علیه السلام) نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است ؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.

همهمهای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی(علیه السلام) و گاهی به تازهواردها دوخته میشد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت علی(علیه السلام) وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

– یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام(علیه السلام) فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام(علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمیگفت. همه از پاسخهای امام(علیه السلام) شگفتزده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام(علیه السلام) در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود.

نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

– یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی(علیه السلام) مردم به خود آمدند:

علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعاند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

سؤال کنندگان، آرام و سرافکنده از میان جمعیت برخاستند. هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند، صدای امام(علیه السلام) را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم !

* البته نقل است که گروهی با قصد و نیت ، این افراد را اجیر کرده بوداند و به نزد حضرت مولا(علیه السلام) می فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار کنند؛ اما زهی خیال باطل ! روسیاهی به زغال ماند !!

خلاصه علم بهتر است !


متن فوق رو خونده باشید به احتمال زیاد نظرتون بر این خواهد بود که علم بهتر است. چراکه امام علی (ع) آن را برگزیده و برای انتخاب خود دلایل منطقی نیز داشته است. اما خب این داستان که اصلا من رو قانع نکرد چون هنوز به جوابی خودم که در نظر دارم نرسیدم و استنادهای امام علی(ع) را هم در برخی موارد با شرایط امروزی نتونستم قبول کنم! برای مثال درجایی که می فرمایند”علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.” آیا این مورد الان در حوزه فناوری اطلاعات نیز صدق می کند! و چند مورد دیگر… برای همین به جستجوی خودم ادامه دادم و به یک مطلب خوب رسیدم که جواب سوال را با منطق علمی داده بود.

گزیده ای از مطلب اون سایت رو هم باز بدون هیچ تغییر براتون میذارم تا بخونید.


 

خوب یادم هست که در دوره راهنمایی چنین موضوع انشایی داشتیم. یکی از هم کلاسی ها طوری مشکلات مادی اش را در آن انشا انعکاس داده بود که در پایان انشا اشک در چشم همه حلقه زده بود. و سرانجام هم نتیجه گرفت که ثروت بهتر است.

او نوشته بود: «اگر پول داشتیم، هر روز سیب زمینی نمی خوردیم، به جای میوه گندیده و ارزان، میوه ها و غذاهای سالم می خوردیم. اگر پولدار بودیم، با جورابی که پاشنه و پنجه اش به اندازه سیب زمینی سوراخ شده بود و با کفشی که در روزهای بارانی پر از آب می شد به مدرسه نمی آمدم و.. اگر پول داشتیم، مادرم را به بهترین بیمارستان می بردیم و معالجه می کردیم; آن وقت شاهد جان دادن مادرمان نمی بودیم…»

با کمی تامل درمی یابیم که زیاد هم بی ربط نگفته; ولی اگر همه این گونه فکر کنند، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا ثروت به تنهایی کافی است؟ اگر علمی نمی بود تا مانع مرگ مادر او شود، ثروت چه فایده ای داشت؟

آیا فقط با پول می توانست حیات مادرش را از خطر نجات دهد؟…

حال از نقطه ای دیگر به موضوع می نگریم: آیا علم نیز، به تنهایی کافی است؟ در این که علم می تواند انسان را به ثروت برساند، شکی نیست. ولی از چه راهی؟ علمی که فقط برای کسب ثروت باشد، علمی که بدون تعهد باشد، صدها هزار انسان بی گناه را در هیروشیما و ناکازاکی و فلسطین و جنین و افغانستان و… به کام مرگ می فرستد!…

اگر بخواهیم مطالب فوق را جمع بندی کنیم و به نتیجه ای برسیم باید بگوییم که علم و ثروت مکمل هم می باشند. نه آن و نه این، به تنهایی مشکلی را حل نمی کند. ثروتی خوب است که در خدمت علم باشد و علمی خوب است که در مسیر کمال هدایت شود.

 


متن کامل نوشته فوق را هم می توانید از این لینک بخوانید. و در سایت شبکه ۳ هم یک مقاله نسبتا طولانی درج شده که حتما بخونید، ابعاد زیادی رو پوشش داده و این بخش از اون متن هست که اینجا هم میذارم.


 

مثلا فرض کنید وقتی یک دانش آموز دبستانی پدرش را می‌بیند که کارگر یک کارخانه تولیدی است و به علت مشکلات و تحریم ها احیانا چند ماهی هم حقوق نگرفته است و یک تنه با جیب خالی دارد با غول بازار و دست‌های نامرئی آن که به دور گردنش انداخته شده دست و پنجه نرم می‌کند. از طرفی دارد تلویزیون نگاه می‌کند که بازیکنان فوتبال بعد از گلی که نکونام به کره می‌زند در سال حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی و در اوج فشارهای تحریم و گرانی های بازار و بالارفتن فشار بر مردم برای یک شب دویدن در زمین از طرف مدیران ورزشی دولت …. نفری ۲۴۵۰۰۰۰۰۰ تومان پاداش می‌گیرند تصمیم می‌گیرد همان شب شغلی را برای آینده‌اش انتخاب کند که در جیره مواجب میلیاردی آن نه تحریم اثری می‌گذارد نه اقتصاد مقاومتی فشاری بر آن وارد می‌کند نه اصلاح امور مالیاتی را با آن کاری هست نه هیچ وقت حقوق میلیاردی‌اش هدفمند می‌شود و نه گرانی دلار و ارز مشکلی برایش ایجاد می‌کند و نه حتی رفت و آمد دولت‌های رنگارنگ دخلی به وی خواهد داشت. ناخودآگاه مغز دانش آموز دبستانی تصمیم‌اش را برای شغل آینده اش همان‌جا جلوی تلویزیون گرفته است. حالا این کودک حتی اگر سر کلاس برای جلب نظر معلم بین دوگانه علم و ثروت علم را انتخاب کند و برای گرفتن نمره ۲۰ با آب و تاب سه چهار صفحه در ارجحیت علم و در مزایایش نسبت به ثروت شرح بدهد یا حتی طی یک پاسخ تکراری مثل همه بچه‌های دیگر وقتی ازش بپرسند در آینده می‌خواهد چه کاره شود بگوید خلبان یا پلیس یا دکتر هیچ فرقی نمی‌کند. چراکه ما با ورودی‌هایی که به مغزش وارد کرده‌ایم شغل آینده‌اش را برایش مشخص کرده و حتی سبک زندگی‌اش را هم برایش ساخته‌ایم.


متن کامل مقاله فوق رو هم از طریق این لینک میتونید بخونید.

خب تا به اینجا بیشتر به نوشته های سایر افراد و سایت ها پرداختیم. خلاصه وار همه اینها رو یکجا بخواهیم بگیم: “علم و ثروت، جدا از یکدیگر نیست” خواهد بود. ولی من این همه وقت نذاشتم تا صرفا به این یک جمله برسم! چون خودم هم قبل از خوندن این مطالبی که به شما هم معرفی کردم جواب رو میدونستم. ولی هدف من این بود که به عمق سوال برسم! شخصا بیشتر دنبال این بودم که مقاله ای پیدا کنم که خود سوال رو بررسی کنه، نه اینکه بهش جوابی داده باشه! ولی خب نتونستم چیزی پیدا کنم.

تو مطلبی که مربوط به سایت شبکه ۳ میشد، تو یکی از بندهاش اومده بود که این سوال اشتباه هست. من هم قبول میکنم و هم رد میکنم!

از این جهت قبول میکنم که، این ۲ مکمل یکدیگر هستند و اینکه جدا از هم بدونیم، باور اشتباهی هست. شخصی که ثروت داشته باشه ولی علم استفاده از اون رو نداشته باشه، ثروت مادی خودش رو هم از دست خواهد داد. و در مقابل شخصی که علمی داره ولی ثروتی نداشته باشه، به احتمال زیاد از توانایی های خودش بهره ای نخواهد برد.

از این جهت رد میکنم که، شاید اصل سوال اصلا انتخاب یکی از این دو مورد نبوده! ممکن هست پشت این سوال فلسفه ای باشه که به ما بفهمونه خودمون رو محدود نکنیم! اگر در پاسخ به این سوال شما یکی از گزینه ها را انتخاب کنید، از دیگری کم خواهید کرد تا بتوانید به آن یکی برسید. شخصی که ثروت رو انتخاب کنه، هدف اش فقط رسیدن به اون خواهد بود. شاید فراگرفتن علم را نیز وسلیه ای برای رسیدن به آن ثروت بداند و بدین منظور سراغ علم نیز برود ولی در حقیقت هدف ثروت هست.

برای مثال، من یک نوجوانی هستم که دارم برای آینده ام تصمیم گیری میکنم و انتخابم ثروت هست .دوست دارم یک خونه بزرگ با ماشین لوکس داشته باشم. برای اینکه بتونم به این خواسته ام برسم باید ببینم چه راهی میتونه به من در رسیدن به این خواسته کمک کنه. با یه نگاه به جامعه میبینم که قشر دکتر از وضع اقتصادی خوبی برخوردار هست، پس سراغ یادگیری علم دکتری میرم چون که والدین و اطرافیان هم همیشه از بچگی بهت میگن میخوایی دکتر بشی یا مهندس! پس با اینکه در ظاهر من سراغ علم رفتم ولی هدف ثروت هست. این مسئله میتونه روی دیگه ای هم داشته باشه! من دوست دارم علمی رو فرا بگیرم ولی سرمایه اش رو ندارم. رو به فعالیت اقتصادی برای کسب ثروت و در نهایت خرج آن در زمینه فراگیری دانش خواهم کرد.

در مثال بالا (که البته منظور از من خودم نبودم ها 😀 مثلا زدم) دیدید که حتی هدف و انتخاب با اینکه چیز دیگه هست ولی در عمل سراغ چیز دیگر رفته ایم. و شاید همین مورد باعث می شود که با مشکلات زیادی روبه رو شویم. چه نوع مشکلاتی…؟!!

اگر هدف جدا از چیزی باشد که در عمل آن را انجام می دهیم. زمانی که به هدف برسیم در نهایت از انجام آن عمل نیز باز خواهیم داشت. به عبارتی فردی که انتخاب اش ثروت بوده و بدین منظور سراغ علم رفته است – پس از کسب ثروت مورد نظر دیگر دست از فراگیری علم برخواهد داشت. در این حالت است که رشد علمی و ثروت در جامعه نیز از حرکت بازخواهد ماند.

اگر انتخاب ما هر دو گزینه باشد و به این باور برسیم که این دو جدا از هم نیستند، دیگر نباید برایمان سقف خواسته ای وجود داشته باشد. حتما میدونید که افراط در هیچ چیزی مناسب نیست. بنابراین اگر ما فقط به فکر ثروت یا علم نباشیم و جاه طلبی ما در هر دوی اینها به یک میزان باشد شاید آن موقع پاسخ سوال را بتوانیم بدهیم.

نتیجه گیری

علم ثروتی است که ثروت مادی وسلیه ای برای پویا نگه داشتن آن است. ثروت مادی بدون وجود علم همانند دریایی است که هیچ رودخانه ای به آن نمیریزد و نهایتا خشکیده خواهد شد. ضرب المثلی هست که میگه یک دست صدا نداره! که این در این مورد نیز صدق میکند. با علم براینکه این دو جدا از یکدیگر نیستند، خود را محدود نکرده و با تکیه برتلاش و صبر به خواسته های خود که در این حالت شامل رشد اقتصادی و علمی خواهد شد برسیم. پس درست انتخاب کنیم تا درست زندگی کنیم.

2 دیدگاه در “علم یا ثروت؟ سوالی اشتباه یا هدفمند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *