پایانی بر کدنویسی و طراحی وب سایت

هر آغازی پایانی دارد. وقتی پنج سال پیش تصمیم گرفتم تا به راه اندازی وب سایت و کدنویسی تحت وب مشغول شوم – هرگز فکرش را هم نمی کردم که خیلی زود آن را کنار بگذارم. راست‌اش را بخواهید اصلا خودم هم نمی دانم که چی شد از طراحی وب سایت سر درآوردم! به راه اندازی وب سایت علاقه داشتم (همچنان هم دارم) اما اینکه بخوام برای افراد دیگر وب سایت راه اندازی کنم چیزی نبود که از همان ابتدا به آن فکر کرده باشم. اما پس این داستان از کجا شروع شد که اینچنین به اتمام رسید؟

فعالیت های تحت وب من همیشه فراز و نشیب های اساسی داشته است. در بهترین دوران وبمستری خودم چنان سقوط کردم که فکرش را هم نمی کردم. وقتی وبمستری برای من بازدهی نداشت به پیشنهاد یک نفر تصمیم گرفتم که PHP یادبگیرم – که الان با گذشت ۴ سال از آن موقع همچنان این زبان را یاد نگرفته‌ام – و یادگیری این زبان تحت وب همراه شد با یادگیری HTML, CSS و به صورت خلاصه طراحی وب سایت.

زندگی هزینه دارد و برای اینکه بتوانم این هزینه ها را پرداخت کنم، تصمیم گرفتم مهارت اندکی که در زمینه راه اندازی وب سایت بلد هستم را افزایش داده و این کار را به صورت تخصصی دنبال کنم. حتی اوایل کار از کدنویسی و کار با سیستم های مدیریت محتوا هیجان زده می‌شدم و دوست داشتم ساده ترین طرح ها را خودم از صفر کدنویسی کنم!

این روال ادامه داشت تا با یک شرکت طراحی وب سایت آشنا شدم (برای کارورزی دانشگاه دنبال شرکت بودم) و مدتی در آنجا مشغول شدم. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که در آنجا یاد گرفتم این بود که مشتری نمی داند شما چه کار انجام می دهید! پس می توانی از پوسته های آماده و سیستم های رایگان استفاده کنی و خروجی کار را به عنوان وب سایت با طراحی اختصاصی تحویل دهی.

برای مدتی از انجام این کار حس خوبی نداشتم. اما مدتی که گذاشت، تازه فهمیدم بیشتر شرکت ها و افراد فعال در این حوزه همین کار را انجام می‌هند! با این مسئله کنار آمدم اما اینکه خودم در روند طراحی وب سایت نقش مهمی نداشته باشم (کدنویسی نکنم) برام چندان خوشایند نبود.

تصمیم گرفتم طراحی وب را به صورت حرفه‌ای یاد گرفته و شروع به کار کنم. پس دنبال یادگیری PHP رفتم. با اینکه PHP را هرگز به صورت درست و حسابی یاد نگرفته بودم سراغ فریم ورک لاراول رفتم که اون هم رو به هیچ جایی نرسوندم.

راستی طی همین چند سال برای خودم یک وب سایت راه اندازی کردم تا پروژه طراحی وب سایت بگیریم. می خواستم برای دیگران وب سایت طراحی کنم اون وقت قالب سایت خودم از طرح های آماده ای بود که به صورت نال شده دریافت کرده بودم! (بیشتر شرکت ها همین وضع رو دارند). از اون سایت هم تا به امروز به هیچ وجه جوابی نگرفتم و الان یک سال هست که اصلا بروزرسانی هم نکرده ام و همینطور مانده است.

چند روز پیش یکی از دوستانم در تلگرام گفت که وب سایت می خواهد من هم قبول کردم. گفتم هم یک پولی می گیرم هم دوباره طراحی وب سایت رو استارت میزنم اما چند روز که گذشت دیدم هیچ حسی برای انجام این کار ندارم – پس به دوستم گفتم که انجام نمیدم و به دنبال شخص دیگه باشه.

هارد دیسک کامپیوتر

من برای یادگیری طراحی وب سایت و زبان های کدنویسی تحت وب ۵ سال وقت گذاشتم – هزینه های زیادی را پرداخت کردم اما نهایتا امروز تصمیم گرفتم تا به تمام این موارد shift+delete بزنم.

در تصویر فوق تمام درایوها پر هستند به جزء درایو C و D. درایو D شامل اطلاعات مربوط به فعالیت های تحت وب من بود. این درایو را به این دلیل انتخاب کرده بودم که حرف اول آن به Development اشاره داشت.

صدها پوسته که به سختی نسخه نال شده پیدا کرده بودم و راستچین کرده بودم. صدها افزونه تجاری که فارسی سازی کرده بودم. انوع مختلف اسکریپت هایی که ویرایش کرده بودم یا خودم نوشته بودم. تمام آنها را حذف کردم دیگر به سراغ کدنویسی و طراحی تحت وب نروم. فکر کنم اگر ارزش فایل های حذف شده را برآورد می‌کردم بالای ۵ میلیون تومان میشد که به راحتی حذف کردم تا دیگر دوباره وسوسه نشوم که به این حوزه برگردم.

پ.ن۱: اون ۲۲٫۵ گیگ باقیمانده کتاب الکرونیک هست. (فکر نکنید زیاد مطالعه می کنم. فقط در حد دانلود! فکر نکنم حتی یک صدم اونها رو خونده باشم :دی )

پ.ن۲: درایوهای دیگه هم برای خودشون حکایتی دارند که «شاید» برای اونها هم یک توضیح مختصر اینجا بنویسم.

پ.ن۳: من همچنان به وبمستری علاقه‌مند هستم و صرفا طراحی و کدنویسی را کنار گذاشته ام.

پ.ن۴: در حال کار بر روی یادگیری یکسری تخصص های جدید هستم. تخصصی که برای شخصیت من خیلی سخت هست اما یک چیزی از درون بهم میگه که اصلا واسه اون تخصص به دنیا اومدم! بعدا در این مورد حتما بیشتر توضیح خواهم داد. (البته همین الان اش هم یکسری سرنخ هایی وجود داره ولی خب میدونم که برای هیچکس مهم نیست :دی)

پ.ن۵: امیدوارم که در زندگی به آنچه که لایق اش هستید برسید.

6 دیدگاه در “پایانی بر کدنویسی و طراحی وب سایت

    • سلام، یه بزرگی گفته شروع مرگ از زمانی آغاز میشه که نوزاد تازه به دنیا میاد! این تصمیم هم از همون مدل هاش بوده :دی
      خودت چیکار می کنی؟ انجمن ات رو چک می کنم تقریبا غیرفعال هست 🙁

  1. البته به نظر من بهتر بود یه هارد اکسترنال میگرفتی و همشو آرشیو میکردی
    هرچی نباشه تخصصت رو نمیتونی دلیت کنی و اگر بنا بر وسوسه باشه هر زمانی وسوسه میتونه گولت بزنه 😀

  2. من هم، تقریبا همین شرایط برایم پیش اومد البته از جنبه دیگری
    من یک وبسایت زدم، و خواستم توش پایان‌نامه‌ها و مقاله‌های خارجی بگذارم،

    حدود چند ماه این کار را کردم، که در نیمه راه گفتم اصلا به چه در می‌خوره، او را به ساب دامین انتقال دادم، و الان هم در فکر حذفش هستم.

    چه حس بدیه× حس یه آدم بازنده به آدم دست می‌ده

    ولی من فکر می‌کنم به خاطر ناآگاهی این برای من پیش اومد

    • یکی از مشکلاتی که باعث میشه خیلی ها تو کارهاشون شکست بخورند همین ناآگاهی هست. متاسفانه تو مدارس و دانشگاه ها از اول تا آخر مباحثی رو مطرح می کنند که یک دهم اونها هم به کار نمیاد! در حالی که یک واحد درسی به عنوان برنامه ریزی و آینده نگری می تونست وضعیت رو به کلی تغییر بده.
      البته من به شما تبریک میگم! چون حداقل فهمیدید که ناآگاه بودید؛ پس می تونی مراحل تغییر رو شروع کنی و فردی آگاه بشی 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *