دیروز یعنی تولدم بود؟!!

روز تولد هر فردی می تونه جزء یکی از روزهای مهم تو زندگی اش باشه ولی برای من همچین اهمیت زیادی نداره! اما تولد دیروز برای من خاص بود و برای همین خیلی دوست داشتم که اتفاق های خوب بیافته ولی هرگز این چنین نشد!

من الان دو دهه هست که دارم تو این دنیا زندگی می کنم! تو این دو دهه خیلی حرف ها هست. حرف هایی که از بچگی مونده تو دلم و فکر نکنم به این زودی ها هم شرایط برای گفتن اونها و خالی کردن خودم فراهم بشه. برای من ۲۰ سالگی مهم هست – چون سنی هست که از این به بعد باید رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنم. اینکه تا امروز چی بودم و چی کار کردم برام اصلا مهم نیست چون تو گذشته موندن هیچ وقت تو شخصیت من نبوده و همیشه تو آینده زندگی کردم. حالا آینده رسیده و وقت رسیدن به اهداف هست ولی شرایط کاملا برعکس 😐

برای دیروز چند تا برنامه داشتم که خیلی ساده بودن ولی حتی نتونستم یکی اش رو هم انجام بدم ، دوست داشتم دیروز یکی بهم تبریک بگه ولی ازش خبری نشد! بقیه اونایی هم که تبریک رو گفتن از همینجا هم تشکر می کنم ازشون که به فکرم بودن ولی مخاطب خاص همیشه خاص هست.

دیروز که الان هست (متن رو الان ۲۵ مرداد می نویسم ولی فردا ۲۶ مرداد تو سایت منتشر خواهم کرد) خیلی اعصبام بهم ریخته بود. اینطور بگم که حس آدمی رو داشتم که به آخر خط رسیده و دیگه دلیلی برای زنده موندن حتی نداره! این تفکر خیلی اذیتم کرد، بیشتر از چیزی که بتونید درک کنید. من الان ۲۰ ساله ام و اگه به این نقطه رسیدم توش خیلی حرف هست!

از مرگ ترسی ندارم، ولی از بیهوده زنده بودن می ترسم! دوست ندارم تو زندگی آدم شکست خورده و بدبختی باشم ، چون از بچگی دوست داشتم یک فرد موفق باشم که علاوه بر اینکه زندگی خودش ایده آل هست – زندگی بقیه رو هم بهتر کنه 🙂

از شکست خوردن ترسی ندارم، پس تا وقتی به برد نرسم دست نخواهم کشید! شرایط زندگی ام شاید خوب نبوده باشه ولی یه چیز خوبی که برام داشته این بود که ازم آدم صبوری ساخته! برام فرقی نمی کنه که چقدر طول بکشه تا به چیزی که می خوام برسم یا چند بار شکست بخورم – تنها چیزی که برام مهم هست اون پیروزی هست که به دنبال اش هستم.

از آدم هایی که منفی فکر می کنن خوشم نمیاد! این جمله رو برای اولین بار به مخاطب خاص گفتم که دیدش کلا منفی بود. خواستم بهش نگرش مثبت رو نشون بدم تا بتونه از زندگی لذت ببره ولی…. بماند!

زندگی خیلی بی رحم هست! کاری کرد که من تو روز تولدم و تو روزی که می تونست برای من بهترین روز بشه به بالاترین سطح نگرش منفی برسم! نگرشی که خودم خیلی ازش بدم میاد 😐 ولی تو همین اوج نا امیدی تو راه برگشت به خونه اتفاقی خودم رو تو آیینه در یکی از خونه ها دیدم و نگرش مثبتی که داشتم سریع دست به کار شد و بهم تلقین کرد پیام زندگی نمی تونه کمر تو رو خم کنه و به زانو درت بیاره! و همین یک ثانیه دیدن خودم تو آیینه باعث شد تا دوباره انرژی بگیرم تا حداقل از فاز منفی بیرون بیام.

هییییی…..حرف برای گفتن زیاد ولی بیخیال…..خلاصه اینکه خواستم بگم زندگی برای همه دو رو داره – خوب و بد؛ و این خودت هستی که انتخاب می کنی کدوم طرف رو میخوایی….البته می دونم همه طرف خوب رو انتخاب می کنن! برای همین اگه دیدی طرف بد بهت اومد ناامید نشو و دوباره سکه ات رو پرتاب کن تا اینکه آخرش طرف خوب هم بهت بیافته 🙂

یه چیز جالب 😀 من آهنگ تولد امین حبیبی رو قبلا خیلی گوش می کردم و اون آهنگ رو خیلی دوست دارم. الان گفتم بذار یه بار گوش کنم الان بیشتر می چسبه ولی برعکس شد. نتونستم مثل قبل با این آهنگ ارتباط بر قرار کنم شاید به این دلیل باشه که نوشتن من رو آروم می کنه! اون آهنگ رو هم فرصت کردید گوش کنید، کار امین حبیبی هست و دیگه نیاز به تعریف نداره 🙂

هر روزتان تولدتان ، تولدت مبارک 

3 دیدگاه در “دیروز یعنی تولدم بود؟!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *