پارچه ای بی ارزش به نام پرچم ملی

هزاران انسان جان خود را از دست می دهند تا بگویند یک تیکه پارچه بی ارزش برای آنان مهم است. حاظرند زندگی خود را فدای خاکی کنند که در حالت عادی آن را به نابودی می کشانند. جنگ را شروع می کنند تا به عظمت این پارچه بی ارزش بیافزایند و….

واقعا این پارچه اینقدر مهم است؟

پرچم ملی هر کشور نماد فرهنگ، تمدن، هویت و شخصیت یک ملت به شمار می رود. این تعریفی است که اکثر افراد در مورد پرچم ملی خواهند گفت و به همین دلیل به آن تعصب زیادی دارند و اگر شخصی به این نماد توهین کند انقار که به خود آن فرد توهین شده است.

اما مگر ما انسان ها جدا از هم هستیم که هریک برای خود نمادی داشته باشیم؟ چه کسی کرده زمین را به قسمت های مختلف تقسیم کرده و برای هریک پرچمی طراحی کرده اند که اینقدر برایمان الان مهم شده است؟ افرادی که هزاران سال پیش چنین کارهایی را انجام داده اند یک اشتباه بزرگ مرتکب شده اند و ما نیز به عنوان ادامه دهندگان راه آنان اشتباه آنان را مرتکب می شویم.

در گذشته افراد برای ارضا کردن جاه طلبی های خود دست به کشتار زده و مرزهایی را برای خود ایجاد کرده اند و حال ما کورکورانه راه آنها را ادامه می دهیم. اگر انسان آفریده خداوند است و کره زمین نیز مکان برای سکونت موفت در آن ما چه حقی داریم که این زمین را مرز بندی کرده و انسان های دیگر را در این راه به قتل برسانیم؟!

هزاران میلیارد دلار صرف ساخت تجهیزات جنگی می شود در حالی که میلیون ها نفر به خاطر فقر جان خود را از دست می دهند

یک جستجوی ساده در گوگل شما را با پیشرفته ترین تجیزات نظامی آشنا می کند که همگی به خاطر همین قدرت طلبی سیاستمداران ساخته می شوند و میلیاردها دلار برای کشورها هزینه به جای می گذارند. این هزینه ها از محل درآمدهایی صرف می شود که برای مردم هستند! اگر این مرز بندی ها و جنگ ها نبود – دیگر نیازی به این سلاح ها و صرف هزینه های گزاف نبود و ثروت می توانست در میان مردم تقسیم شود.

دانشمندانی که برای ساخت سلاح های پیشرفته فعالیت می کنند، می توانند در جهت رشد زندگی انسان فعالیت کنند و زمین را که امروزه در حال نبود شدن هست را نجات دهند.

اگر این مرز بندی ها نبود و مردم کل دنیا خود را برابر می دیدند – آن موقع دیگر کسی به خاطر فقر و یا عدم دسترسی به امکانات بهداشتی لازم جان خود را از دست نمی داد.

پرچمی با طرح کره زمین

در بند قبلی به سرمایه گذاری در زمینه تجهیزات جنگی اشاره شد و حال بسیاری از شما (مثل خود من تا چند وقت پیش) با خود می گویید که اینها لازم هست. برای مثال ما ۸ سال جنگ تحمیلی داشتیم و بنابراین لازم است تا خود را آماده جنگ های احتمالی آینده کنیم و این تجهیزات از نان شب هم برای کشور لازم تر هستند!

حرف شما زمانی درست است که دنیا تقسیم بندی شده باشد! اما من این مطلب را نوشتم تا به آینده اشاره کنم! زمانی که دیگر در آن تجهیزات جنگی وجود ندارد، چراکه مرزهایی وجود ندارد که از آن بخواهیم دفاع کنیم. کل دنیا تحت نظارت یک دولت واحد باشد و برای آن تنها یک پرچم وجود داشته باشد.

توجه داشته باشید که هم اکنون این کشورها به نوعی زندان هستند! چرا باید برای رفتن به یک قسمت دیگر از کره زمین نیاز به کسب اجازه از کشور خود و آن یکی کشور باشیم؟ و…

 

سخن پایانی

امیدوارم که با خوندن این مطلب برداشت صحیح را کرده باشید، برداشتی که در جهت بهتر کردن زندگی نسل آینده خواهد بود. قدرت خود را دست کم نگیرید، چراکه مردان قدرتمند با همین قدرت اندک ما به آن بالا ها رسیده اند. ما قطره های دریا هستیم که اگر با همدیگر متحد شویم می تواند طوفان های بزرگ را شکل دهیم. اما اینکه بخواهیم این طوفان را به کدام مسیر هدایت کنیم نیازمند آگاهی هست که هدف من هم چیزی جز آگاه کردن نبود! قطعا شما بهتر از من می دانید اما گرد و خاک های زندگی آن را از دیدمان پوشانده اند. چشم ها را باید شست……..

 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی    چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت    حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد     که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی    که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد    همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند    بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت    به در آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم    هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *