ساعت ها در تماشای ابرها

ابرها

یادش بخیر خونه‌ی پدر بزرگی! یادش بخیر دوران کودکی! یادش بخیر خوشی و غم های بچگی! و یادش بخیر …

تو بچگی وقتی خونه بابا بزرگم میرفتم یه جا رختخواب بود که سقف اش دیوار نبود و نورگیر بود! که میشد آسمون زیبای خدا رو دید 🙂 آسمونی که آبی بود و ابرهای سفید با اشکال مختلف و حرکت خودشون ساعت ها من رو مجذوب خودشون می کردند. چه دوران خوبی بود 🙂

الان دیگه نه اون خونه هست و نه خونه‌ی خودمون چنین امکانی داره! الان دیگه به جای ساعت ها خیره شدن به حرکت ابرها به یک صفحه مانیتور خیره میشم که برام دیگه جذاب نیست و خسته کننده شده ولی از روی عادت ، کار ، درس و … با این همه بیشتر ساعت ها رو مجبورم بهش خیره بشم.

ابرهایی که یک زمان ساعت ها به اون ها نگاه میکردم الان دیگه اصلا نمیبینم! بیشتر وقت رو داخل اتاق خودم هستم و اون چند ساعتی رو که هم بیرون میرم یا شب هست و دیگه نمیشه ابری دید! و یا اصلا به فکرم نمیاد که یه نگاه کوچک حتی برای چند ثانیه هم که شده به آسمون کنم و قدرت خدا رو ببینم و یادی از دوران بچگی که نمیدونم چطور تموم شد کنم.

شاید اینکه بعضی وقت ها احساس میکنم زندگی تکراری و خسته کننده هست، دلیلِ‌ش همین بستن چشم ها به زیبایی های زندگی هست. همیشه سعی داریم بدهای رو اونقدر بزرگ کنیم که حتی یادمون بره اصلا برای چی نفس میکشیم. یادمون بره که حتی داخل همین خونه هم زیبایی هایی هست که وقتی روز جاش رو به شب بده، حوس دیدن شان به دلمان خواهد نشست. و اگر آن موقع ستاره ای در شب تاریک نباشد، باید چشم را بست و خوابید.

4 دیدگاه در “ساعت ها در تماشای ابرها

  1. کیوان می‌گوید:

    درودخدابرتوعزیزم

    درزندگی هیچ چیزبدورازدست یابی نیست تنهامبنایی که برای رسیدن بع هدفهاممکن است ابتکاروپشتکاردرراهی هست
    که برآن قدم نهاده ای..
    اعمال درزندگانی مسمم بررفتارهای نیک برامورموقعیتی فعل حاضر
    برای روابط بهترباطیف عموم جامعه برای درک بهترازمسایل موجود
    یاتجربه های موجوداست.
    دومین راه استفاده ازابتکارات خودبااستفاده ازمنابع منتشرشده
    ودردسترس هست.
    تنهاراهیکه هدف مستلزم پیروزی نهایی درش هست درک یم
    مطلب است آنهم کشف وباورخوددرتمامی ابعادازدیدگاه مثبت
    هست..
    همراه باتداخل به بطن جامعه وارتباط قوی بامحیط اطراف..

    • درود،
      گاهی وقت ها مسیری که در آن قدم میگذاری در آن زمان شاید قابل درک نباشد، حتی برای خودت!
      در این راه اگر منابعی وجود نداشته باشد و یا محدودیتی وجود داشته باشد، ابتکار و پشتکاری که باید صرف ادامه راه و رسیدن به موفقیت ها می‌شد باید صرف ایجاد منابع برای طی مسیر شود که خود بازدارنده بزرگی در این راه خواهد بود.
      با این حال اگر شخصی وارد راهی می‌شود حتما به وجود چنین موانعی آگاه بوده و با خود لوازم کمکی به همراه دارد. شاید حرکت در مسیر خلوت و به دور از شلوغی کمی کسل کننده و دشوار باشد، اما از ماندن در ترافیک و عقب افتادن از زمان بندی بهتر است.
      ممنون بابت نظر 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *